سفارش تبلیغ
صبا
نادانى بود به دنیا آرمیدن و ناپایدارى آن را دیدن و کوتاهى در کار نیک با یقین به پاداش آن زیان است ، و اطمینان به هر کس پیش از آزمودن او ، کار مردم ناتوان . [نهج البلاغه]
 
شنبه 96 تیر 24 , ساعت 3:40 عصر

درگیری کوانتمی در هولوگرام

بیاید درباره یک تئوری منحصر به فرد صحبت کنیم. بله درست است این مقاله مربوط خواهد بود به تئوری"درگیری کوانتمی". اگر ما دنیا را به چشم هولوگرام  ها نگاه کنیم متوجه میشویم که زمانی که دو ذره باهم درگیر شوند زمانی است که ین دوذره ویژگی هایی با هم داشته باشند که مشترک باشد.این به این معناست که ما نمیتوانیم این دو ذره را از یکدیگر متمایز بدانیم.حالا حتی اگر انهارا از نظر فیزیکی جداکنید و هر کدامشان را در نقطه ای از دنیا رها کنید باز هم ویزگی های یکسانشان را حفظ میکنند و باز هم این دو را یک واحد باید درنظر بگیریم.

کمیت فیزیکی برای مقدار این دو ذره ی متصل شده به هم " درونگشتی درگیری" نامیده می شود و ارزش آن در هر دو فضا به یک میزان است. نتیجه آن جالب توجه است: برای اینکه نظریه های موجود اصالت و تایید دریافت کنند, زمانی باید انجام شوند که از نظر فیزیکی ثابت بوده و وخصوصایت جهانی سنجیده شوند. 

مسلما این تنها روی کاغذ تجربه شده است. محاسبات و آزمایشات بیشتری باید انجام شود تا نتیجه گیری موثقی درباره ی هولوگرامی بودن دنیا انجام گیرد, اما این رابطه ی اولیه بسیار جالب بوده و حیطه های جدید از تفکر و تخیل را پیش روی ما قرار می دهد.

هر زمان که تصمیم گرفتید نشان دهید که دنیا یک بعد کمتر دارد, مسلما دیدگاه ها را به سمت اهمیت تحقیقات آسمان آّبی جلب کرده اید!!. نسبیت این نظریه بر اساس عقیدهی کارشنسان تنها و تنها مختص و نسبت داده شده به فضای مجازی است.همین امر دنیای مارا بهزودی تغییر خواهد داد.

سه بعدی و زندگی ما

بیاید به یک ایده و یک تفاهم باهم برسیم و آن این است که زندگی و اطرافمان را سه بعدی در نظر بگیریم ولی اگر دو بعدی در نظرش گرفتیم اوضاع از این قضیه وخیم تر میشود. در این دیدگاه, لایه ی بیرونی دنیا شامل تمام اطلاعات مورد نیاز جهت این بعد سوم را خواهد داشت, درست مانند یک هولوگرام.


شنبه 96 فروردین 26 , ساعت 5:38 عصر

تکنیک ضبط صدا در هولوگرام ها

محقق آرژانتینی-ایتالیایی هوگو زاکرالی مدل هولوگرافیک را به پدیده ای اکوستیک تعمیم داده است. با این پیش فرض که انسان حتی با داشتن یک گوش و بدون تغییر جهت سرش می تواند منبع صدا را شناسایی کند، زاکرلی کشف کرد که قوانین هولوگرافیک این پدیده را توضیح می دهند. زاکرلی تکنولوژی صداهای هولوگرافیک را توسعه داد، تکنیک ضبط صدا که می تواند موقعیت اکوستیکک را دوباره با همان واقعیت اولیه باز تولید کند. پیربرام اعتقاد داشت که مغز ما به طور ریاضی وار از واقعیت ها با تکیه بر بسامد های واردد شده به حیطه ی خودش چیزی عینی می سازد. یافته نشان می دهد که حواس نسبت به بسامد های وارده بسیار حساس تر از آنی هستند که ما گمان می کردیم. برای مثال محققان دریافته اند که سیستم بصری ما به بسامد های صوتی نیز حساس است و نیز حواس بویایی ما وابسته به
حسی است که به آن " بسامد آسمیک" می گوییم وحتی سلول های بدن ما نیز به بسامد های دیگر حساس هستند. این یافته هاا نشان می دهد که فقط در محدوده ی اگاهانه یهولوگرافیک این بسامد ها ذخیره شده و سپس به همان درک های معمولی ماا تقسیم می شوند. اما سخت ترین قسمت مدل هولوگرافیک پیربرام وقتی است که با مدل بوهم کنار هم قرار می گیرند. اما اگرر عینیت دنیا حقیقتی ثانویه است و آنچه که اینجاست صرفا بسامدهایی ناواضح هستند و اگر مغز نیز یک هولوگرام است و فقط برخیی  از این بسامد ها را تبدیل به درک حواسی می کند، آنگا حقیقت عینی چیست؟

 

واقعیت های هولوگرافیک <\/h3>

 

به سادگی می توان بیان کرد، دیگر وجود ندارد. همانطور که ادیان شرقی اعتقاد دارند، دنیای مادی مایا و وهم است و گرچه فکر می کنیم که موجودات فیزیکی هستیم که در دنیای فیزیکی حرکت می کنیم, که این نیز توهم است.ما در واقع " دریافت کنندگانی" هستیم که در دریای لایتناهی بسامد ها شناور هستیم و آنچه که از این دریا دریافت می کنیم تنها بخشی از این سوپر هولوگرام است. اینن تصویر جدید از واقعیت، ترکیب دیدگاه بوهم و پیربرام، الگوی هولوگرافیک نامیده می شود و گرچه بسیاری از دانشمندان نسبت به آنن بدبین هستند اما بسیاری دیگر نیز به آن اعتقاد کامل دارند. گروه کوچکی از محققان نیز معتقدند که این صحیح ترین مدل واقعیت استت که دانشمندان تاکنون با آن برخورد داشته اند. بسیاری دیگر معتقدند که این مدل می تواند مسائل رمز آلود دیگری را که تاکنون توضیحی در مورد آن ها ارائه نشده است را حل و فصل کند. محققان بسیاری من جمله بوهم و پیربرام اشاره کرده اند که بسیاری از پدیده های فرا-روانشناختی نیز با این الگوی هولوگرافیک قابل درک شده است.در دنیایی که هر ذهن در آن بخشی جدانشدنی از هولوگرامیی بزرگتر است و همه چیز به صورت لایتناهی متصل به هم است, تلپاتی می تواند یکی از مراحل هولوگرافیک به شمار بیاید. حال درک اینن موضوع که چگونه اطلاعات از ذهنی به ذهن دیگر در فاصله ای دورمنتقل می شوند نیز قابل درک خواهد بود و نیز به ما کمک خواهد کردد که مسائل دشوار دیگری را درک کنیم. مخصوصا گروف می گوید که الگوی هولوگرافیکمی تواند راه حلی برای تمامی پدیده های عجیب دنیا که فرد در حالت آگاهانه تجربه می کند ارائه دهد.

 

عملکرد مغز و سوپر هولوگرام ها

ذخیره ی اطلاعات تنها مساله ای نیست که در سایه ی مدل هولوگرافیک مغز قابل پیگیری است. دیگری قدرت تحلیل و ترجمه ی مغز از این همه اطلاعاتی است که از طریق حواس دریافت می کند ( بسامد های نور، صدا و غیره) و آن را تبدیل به دنیای عینی میی کند. کد گذاری و کد گشایی این بسامد ها دقیقا مشابه کار هولوگرام است. درست همانطور کههولوگرام مانند یک لنز عمل میی کند، ابزار تبدیل و ترجمه که می تواند بسامد های نامفهوم را به تصویری واضح تبدیل کنند. پیربرام اعتقاد داشت که مغز دارای لنزیی اینچنینی است که از قوانین هولوگرافیک استفاده می کند تا بسامد های دریافتی از طریق حواسش را به دنیای داخلی ادراکی ماا تبدیل کند. شواهد حاکی از آن است که مغز از قوانین هولوگرافیکبرای کارهایش استفاده می کند. در حقیقت تئوری پیربران در بین عصب شناسان محبوبیت زیادی پیدا کرده است.
سوپر هولوگرام


لیست کل یادداشت های این وبلاگ